ای بوسه ات شراب و، از هر شراب خوش تر
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش تر ساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تر بی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانی ای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش تر جز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدم خطی اگر کشیدم ، نقش بر آب خوش تر خورشید گو نخندد ، صبحی تتق نبندد ای برق خنده هایت ، از آفتاب خوش تر هر فصل از آن جهان...
ای چشم شیرین زیبا
اي چشم شيرين زيبا همه جا مي بينمت به درخت و پرده و آينه نمي دانم اما تو مرا دنبال مي کنييا من ترا اي چشم شيرين زيبا به گلها مي بينيم و مي بينمت به گلها نشسته اي و مي بينيم بر آب مي نگرم و مي بينمت در آب مي لرزي و مي بينيم تو مرا جست و جو مي کني يا من ترا اي چشم شيرين دلربا همه روياهايم را نيلوفري کر...
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش تر
  ای بوسه ات شراب'>شراب و ، از هر شراب خوش ترساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تربی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانیای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش ترجز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدمخطی اگر کشیدم ، نقش بر آب خوش ترخورشید گو نخندد ، صبحی تتق نبنددای برق خنده هایت ، از آفتاب خوش ترهر فصل از آن جهان...
اي بهين باغ و بهارانم تو !
تو گل سرخ مني تو گل ياسمني تو چنان شبنم پاك سحري ؟ - نه؟ از آن پاكتري . تو بهاري ؟ - نه، - بهاران از توست . از تو مي گيرد وام، هر بهار اينهمه زيبايي را . هوس باغ و بهارانم نيست اي بهين باغ و بهارا
ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ...
اﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ ، ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ، ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ، ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩﯾﮑﯽ ﻗﻮﯼ، ﯾﮑﯽ ﺿﻌﯿﻒﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ...ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪﺁﻧﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ
حضرت پاییز
پاییز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه، جا کند او می رسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را بر ملا کند او قول داده ا
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش تر
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش ترساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تربی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانیای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش ترجز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدمخطی اگر کشیدم ، نقش
اي چشم شيرين زيبا
همه جا مي بينمت به درخت و پرده و آينه نمي دانم اما تو مرا دنبال مي کنييا من ترا اي چشم شيرين زيبا به گلها مي بينيم و مي بينمت به گلها نشسته اي و مي بينيم بر آب مي نگرم و مي بينمت در آب مي لرزي و مي بي
میلاد آفتاب
امین" و "امن" و "مومن" آنقَدَر دنیا خطابت کردخدا طاقت نیاورد و سرانجام انتخابت کردبرای هر سری از روشنایت سایهبان میخواستکه شب را پیش پایت سر برید و
دخترم تو هم می توانی
«میلتون» با وجود اینکه نابینا بود، مینوشت. «بتهوون» در حالی که ناشنوا بود، آهنگ میساخت. «هلن کلر» در حالی که نابینا و ناشنوا بود سخنرانی میکرد. «رن
خدا
من خدا را در قمقمه ی آب یافته امدر عطر یک گلدرخلوص برخی کتاب هاو حتی نزد بی دیناناما هیچ گاهوی را نزد آنانیکه کارشان سخن گفتناز اوست نیافته اماز کتاب رستاخیز نوشته کریستین بوبنLet's block ads! (Why?)
قبله ام یک گل سرخ
…..من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ جانمازم چشمه، مهرم نور دشت سجاده من من وضو با تپش پنجره ها می گیرم در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف سنگ از پشت نمازم پیداست همه ذرات نمازم متبلور شده است من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو من نمازم را پی “تکبیره الاحرام” علف می ...
پاسخنامه
پاسخنامه تاريخ : دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۶ | 16:54 | نویسنده : رنگین کمان پاسخنامه آزمون "مهر" سوال پاسخ صحیح توضیحات 1 ج این گزینه در مورد دیدن یا ندیدن خدا با چشم است ولی بقیۀ گزینه ها موقعیت و جایگاه خداوند را بیان می کند. 2 الف این گزینه در مورد یادگیری حکمت و علم بحث می کند ولی بقیه گزینه ها در مورد...
تسلیت
هر چه از آجر سراغت را گرفتم رو نداد! سرفه ای کن تا بفهمم زنده ای ...
" ز " مثل زندگی
"ز" مثل زلزله سلام زلزله دیشب که آمدی من ولیلا و حمید را در خواب بردی نمی دانم دفتر مشقم را از زیر آورا پیدا می کنند یا نه تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم راستی بقیه آدم ها هم ، تکلیف شان را انجام داده اند ؟ دیشب حمید هم که قول داده بود کمتر شلوغی کند دیگر ساکت شد ساکتِ ساکت ، برای همیشه...
سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند
"برای مائده عزیزم" لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد شعله دیدم سرکشی های توام آمد بیاد سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند روی و موی مجلس آرای توام آمد بیاد بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم لرزش زلف سمنسای توام آمد بیاد در چمن پروانه ای آمد ولی ننشسته رفت با حریفان قهر بیجای تو ام آمد بیاد از بر صید افکنی...